بانوی هنرمند حوزه موسیقی در گفتگو با تکرار : گروه‌های هنری در تمام رشته ها می توانند سفرای فرهنگی باشند

در شماره جدید تکرار منتشر شد؛

نرگس محمدی ، بانوی هنرمند حوزه موسیقی در گفتگو با تکرار :
گروههای هنری در تمام رشته ها می توانند سفرای فرهنگی باشند

+++ انتظار داریم مسئولین ارشاد نگاه بهتری به گروه های موسیقی ویژه بانوان داشته باشند
+++ دوست دارم لباس محلی رواج پیدا کند و حتی مردم با لباس های محلی خود در شهرشان تردد کنند
+++ امروز شاهد رشد موسیقی هایی هستیم که ارزش هنری ندارند و متاسفانه در جامعه خیلی خوب هم رشد میکنند
+++ حمایت این نیست که بگوییم من موسیقی بانوان را می پسندم بلکه حمایت یعنی برای موسیقی بانوان گامهای عملی برداشتن!
+++ زنگ هنر در مدارس صرفاً محدود به نقاشی نباشد. موسیقی روی توان فکری بچه ها تاثیرات مثبت زیادی دارد

http://tekrarnews.ir/wp-content/uploads/IMG_5323.jpg

در سال های اخیر شاهد حضور بیشتر بانوان در عرصه موسیقی به خصوص موسیقی محلی و سنتی بودیم . در این شماره با “نرگس محمدی” همکلام شدیم . وی در خانواده ای بدنیا آمد که موسیقی در آن قدمتی سیصد ساله دارد و فرزندان این خانواده از ابتدا با سازهای کوبه ای مثل نقاره و دف شروع به کار می کنند. نرگس محمدی از ۱۱ سالگی آموزش دو تار را نزد برادرش استاد جلال آغاز کرد و در ادامه آموزش تنبک و دف را نزد استاد حمید شهمیرزادی و دوره تکاملی دوتار را نزد استاد فهیمی گذراند. گروه برادران و خواهران محمدی یا همان گروه طبری ، گروه کایر ، گروه های ویژه بانوان و روجین از جمله گروه هایی است که وی در آنها به فعالیت می پردازد.
ماحصل گفتگوی مفصل ما با نرگس محمدی ، این بانوی هنرمند را بخوانید :
*** من و خواهرانم تا امروز در کنار خانواده و گروه خانوادگی مان ، ساز زدیم و البته پیشنهاداتی هم بود که درگروههای دیگر هم کار کنیم ولی اساسا فرصت اینکار را نداشتیم. من و خواهرانم تلاش کردیم بر اساس اصول و موازینی که در جامعه حاکم هست رفتار کنیم که کارمان دچار مشکل نشود.
*** موضوع دیگر این است که خودم و خواهرانم سالیان زیادی است که در زمینه موسیقی کار میکنیم و جدای رعایت مسائل از جانب خودمان در کنار برادرها و خانواده بودن باعث دور شدن از حواشی رایج و ایجاد فضای امن برای ما شده است . متاسفانه بعضاً مشاهده میکنیم برای ورود بانوان در همه مشاغل حاشیه وجود دارد که البته در زمینه هنری معمولاً حواشی بیشتر هست .
*** در سال ۸۵ پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه ، گروه ویژه بانوان به نام روجین را تاسیس کردم. فعالیت ما بسته به شرایط متغیر است. ولی میتوانم بگویم الان فعالیتمان نسبت به گذشته بیشتر هست.
*** همواره سعی کرده ام از اساتید حوزه موسیقی مانند برادرانم و اساتیدی چون خوشرو، اسحاقی، علیزاده، فهیمی و علمباز چه به لحاظ رفتاری و چه در زمینه فنی و موسیقی درس بیاموزم.
*** در فستیوال مولانا در ترکیه از ایران دو گروه موسیقی شرکت کردند که یکی گروه استاد ناظری و دیگری گروه ما به خوانندگی استاد مختاباد بود. که ما بخشی از اشعار مولانا و بخشی موسیقی مازندرانی خودمان را اجرا نمودیم. همچنین در دانشکده فرهنگ و موسیقی بلاروس ، کویت و دبی هم اجرا داشته ایم.

*** در بسیاری از شهرهای کشور مانند تهران ، سنندج ، بجنورد و … گروه های موسیقی سنتی ویژه بانوان به راحتی کنسرت برگزار می کنند ولی متاسفانه در مازندران اجازه این کار داده نمی شود. اگر محدودیتی هست باید برای همه جا و اگر رفاه و امکاناتی هست نیز باید برای همه اعمال شود. انتظار داریم مسئولین ارشاد مازندران نگاه بهتری به گروه های موسیقی ویژه بانوان داشته باشند.
*** من مدرس هستم و تدریس ویژه بانوان انجام میدهم. مدرسان خانم دیگه ای هستند که تدریس عمومی انجام میدهند ولی من صرفا ویژه بانوان تدریس میکنم چون به این فکر می کنم امکان دارد خانمی به هر دلیلی نتواند با یک مرد ارتباط برقرارکند پس من فضای کلاسم را با هنرجوی مرد پر نمیکنم تا اگر چنین موردی پیش آمد در کلاس من برای این خانم فضا فراهم باشد.
*** مسئولین باید همراه باشند و برخورد سلیقه ای با موضوع موسیقی بانوان نداشته باشند‌. چرا در دوره ریاست یک مدیر اوضاع خوب است و در دوره ریاست مدیر دیگری اوضاع بد ‌!؟

*** گاهی بعضی از بانوان که در حوزه کار فرهنگی و موسیقی فعالیت می کنند با پوشش های خارج از عرف جامعه باعث ایجاد محدودیت برای خود و دیگران می شوند‌‌ وقتی ما در محل اجرا به عنوان یک شخصیت فرهنگی و اجتماعی ظاهر میشویم باید این فکر را داشته باشیم که ممکن است جوانی از ما الگو برداری کند. پس آنجا هر هنرمندی موظف است عرف و اصول جامعه را رعایت کند.

*** بانوان در حال حاضر بنیان خانواده را در دست دارند. اگر خانم خانواده ای افسرده باشد این عدم نشاط به بقیه افراد خانواده سرایت می کند‌. بانوان وقتی نشاط داشته باشند می توانند تا حد زیادی نشاط خانواده را در صورت ناراحتی سایر اعضا مدیریت کنند.
*** تقاضا دارم در بحث اختصاص بودجه های فرهنگی به رشته های هنری، در کنار اهمیت و ارزش قائل شدن به همهی حوزه های فرهنگی مثل داستان ، شعر ، تئاتر ، نقاشی و… به موسیقی هم اهمیت داده شود و جایگاهی در نظر گرفته شود. مخصوصاً در حوزه موسیقی بانوان.
*** وقتی حضور بانوان را در آموزشگاههای موسیقی رصد میکنم بین هنرجوها گاهی بانوانی هستند که از مرز ۴۰ و۵۰ سالگی عبور کرده اند ولی اذعان دارند که با حضور در کلاس موسیقی و عجین شدن با موسیقی حس وحال بهتری پیدا می کنند لذا باید اهمیت بیشتری را متوجه این حوزه کنیم.
*** من فکر میکنم کسی وجود ندارد که با موسیقی ارتباط نداشته باشد‌. صدای خنده و گریه هم نوعی موسیقی است. من امیدوارم جامعه ما به سمت و سوی موسیقی سالم پیش برود یعنی موسیقی محلی و موسیقی فولکلور. حتی صدای لالایی خواندن مادر برای کودکش یک نوع موسیقی است. موسیقی های کارآوا که در شالیزارها زنان و مردان هنگام کار زمزمه می کنند. این موسیقی ها سینه به سینه منتقل شده پس نمیشود آنها را محدود کرد.

*** امروز شاهد رشد موسیقی هایی هستیم که ارزش هنری و موسیقیایی ندارند و متاسفانه در جامعه خیلی خوب هم رشد میکنند. من فکر میکنم در گام اول افراد هر منطقه مسئول موسیقی محلی، لباس محلی، فرهنگ و سنت فولکلور خود هستند تا آنها را به نسل بعد منتقل کنند. درست است که باید همزمان با تکنولوژی پیشرفت کرد ولی نباید طوری باشد که دونسل بعد ، لباس محلی و سنتی خود را نشناسد.

*** بطور مثال به کردستان سفر می کنید دوست دارید از موسیقی آنجا بشنوید و لباس محلی آنجا را ببینید درباره مازندران هم همینطور است. حتی من دوست دارم لباس محلی در مازندران رواج پیدا کند و حتی مردم با لباس های محلی خود در شهر تردد کنند ولی این قضایا هنوز در مازندران خوب جا نیفتاده است . مثل زبان مادری که بسیاری تمایل ندارند به این زبان حرف بزنند و همه این ها نیاز به فرهنگ سازی دارد. جوانان ما باید گویشهای محلی خود را بشنوند تا بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند.
*** گروههای هنری در تمام رشته ها می توانند سفرای فرهنگی باشند. اتفاق بدی که در مازندران افتاده این است که کفه موسیقی پاپ نسبت به موسیقی محلی و فولکلور ما سنگینتر است. این خوب نیست. این مشخصاً مرتبط به درآمدهای ناشی از کنسرت پاپ است.هر چه کنسرت های پاپ بیشتر برگزار شود جوانان بیشتر با آن خاطره سازی می کنند و جایی برای موسیقی محلی نمی ماند و وقتی جوان به موسیقی محلی گوش میکند بی حوصله میشود. این نگاه و بی توجهی به موسیقی محلی در مازندران وجود دارد. باید اداره فرهنگ و ارشاد که متولی اینکار هست نظارت بیشتر و بهتری داشته باشد.

*** ما دوست داریم موسیقی سالم در بستر جامعه ما بطور منطقی و عرفی ارائه شود و جوری نشود که بین موسیقی پاپ و سنتی ، یک کفه بر کفه دیگر سنگینی کند.
*** جناب جاودانی (مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران) یک مدیر روشنفکر هستند ولی حمایت این نیست که بگوییم من موسیقی بانوان را می پسندم بلکه حمایت یعنی برای موسیقی بانوان گامهای عملی برداشتن. یک مسئله دیگر این است که ما مشاور فرهنگی و هنری بانو در استانداری نداریم که من به عنوان هنرمند زن بتوانم دغدغه های خودم و همکارانم را مطرح کنم.

*** وقتی میخواهیم وارد حوزه بانوان بشویم اول باید ظرفیت و پتانسیل این حوزه را درک کنیم. بانوان قدرت عظیمی هستند که میتوانند در زمینه توسعه پایدار با توجه به توانمندی هایشان تاثیرگذار باشند. ظرفیت بانوان در زمینه موسیقی و هنر میتواند باعث کارآفرینی و اشتغالزایی شود. گروهی که روی استیج می رود یک چرخه اشتغالزایی است از استادی که خلق اثر میکند و هنرجویان را آموزش می دهد تا سازی که باید تهیه شود و در اختیار هنرجو قرار بگیرد و خیلی موارد دیگر را شامل میشود.

*** میشود از توانمندی بانوان درموسیقی استفاده کرد مثلا اگر ارگانی بخواهد در مناسبتی از بانوان خود تقدیر کند میشود از گروه موسیقی بانوان دعوت کرد حالا با همخوانی یا همراهی یک یا دو خواننده مرد که بشود از توانمندی بانوان هم بهره برد. یا توافق کنند که مثلا نیم ساعت اول مراسم مسئولین تشریف داشته باشند و تجلیل را انجام بدهند و بعد از ترک کردن مجلس صرفا بانوان حضور داشته باشند.ما میخواهیم مردم ببینند در فضای موسیقی در کنار خواننده مرد ، زنها هم حضور دارند و کم کم فضا به سمتی برود که از بانوان بیشتری هم استفاده بشود.

*** خیلی دوست دارم در مدارس مخصوصا مدارس دخترانه از توانمندی دختران استفاده بشود. زنگ هنر در مدارس صرفا محدود به نقاشی نباشد. موسیقی روی توان فکری بچه ها تاثیرات مثبت زیادی دارد. در مدارس و مهد های کودک ، فردی در طول یک ساعت با اجرای چند آهنگ محلی و تشویق بچه ها به همخوانی و نواختن ، ارتباط بین کودک و موسیقی ایجاد کند . این صرفا یک ارتباط است و تدریس محسوب نمیشود ولی همان هم برای نشاط کودک مفید است. در ساعت های هنر هم میشود از دو یا سه نفر دعوت کرد ترانه های محلی ، بومی و سنتی مرتبط به فرهنگ اجرا کنند. بچه ها در حال رشد هستند و این رشد همراه با موسیقی باعث دنبال کردن موسیقی میشود. قرار نیست دانش آموز در مدرسه هنرمند بشود ولی همین بهانه ای میشود برای اینکه ذهن دانش آموز بدنبال هنر برود. مبانی موسیقی حتی در حد ابتدایی هم در مدارس باعث تشویق بچه ها میشود . امیدوارم فرهنگ استفاده ازموسیقی به بچه ها آموزش داده شود.